أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

727

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

دست گرديد ، پس لا علاج آخر الامر نزد پادشاه اسپين رفت و هشت سال او را خدمت كرد . توجّه زوجهء پادشاه اسپين به تفحّص ارض جديد به دستيارى حكيم مذكور بيگم ؛ زوجهء پادشاه ، زنى عاقله بود ، چون احوال او را بشنيد « 1 » وى را پيش خود طلبيد و همهء منصوبات و دلايلش را بشنيد و بپسنديد ، و از شوهر خويش اجازت گرفته بندى از جواهر خود را فروخته سه جهاز مع اسباب و مردمان كارآمد به كلمنس بخشيد و رخصت فرمود ، كلمنس در سال يك هزار و چهارصد و نود و دو عيسوى بر جهاز سوار شد و در پى مقصود براند ، بعد از چند روز مردمان همراهى كه گاهى كناره زمين را از نظر نگذاشته بودند ، و جهاز را از كنارهء دريا دور تر بردن نمىتوانستند ، زيرا كه در آن وقت سير و سفر دريا همين بر كناره بوده است ، چون يكبارگى خود را در ميان سمندر كه زيرش آب و بالا به‌جز آسمان چيزى پيدا نيست بديدند ، و ساحل زمين از نظر ايشان ناپديد گشت و نمىدانستند كه در بحر بىپايان به كجا و به كدام سمت مىروند ، و علاوه از بادهاى تند و تلاطم امواج كه هويدا شد ، بىدل و هراسان گشته دست از جان شستند و از كلمنس بىادبانه گفتند « 2 » كه : ما مردم را باز به ملك ما برسانيد و إلّا شما را به دريا خواهيم انداخت . كلمنس به ايشان گفت :

--> ( 1 ) شنيد : « الف » . ( 2 ) از كلمنس بىادبانه گفتند : در هرسه نسخه بدينگونه آمد ، و معنى آن‌چنين است كه : از كلمنس بىادبانه درخواست كردند .